der Freigang

Aussprache: /ˈfʁaɪ̯ˌɡaŋ/
Worttrennung: Frei·gang
اسم

مرخصی (از زندان)، آزادی موقت (برای کار یا تحصیل)

Bedeutungen

1

اجازه خروج موقت از زندان برای انجام فعالیت‌های خاص مانند کار، تحصیل یا ملاقات با خانواده.

  • Der Häftling erhielt Freigang, um seine kranke Mutter zu besuchen.زندانی برای ملاقات با مادر بیمارش، مرخصی موقت دریافت کرد.
  • Freigang ist eine Maßnahme zur Resozialisierung von Straftätern.مرخصی موقت اقدامی برای جامعه‌پذیر کردن مجرمان است.
  • Nach guter Führung kann Freigang gewährt werden.پس از رفتار خوب، می‌توان مرخصی موقت اعطا کرد.