die Freigängerin

Aussprache: /ˈfraɪ̯ˌɡɛŋərɪn/
Worttrennung: Frei·gän·ge·rin
اسم

زندانی زن با مرخصی، زندانی زن آزاد

Bedeutungen

1

مونثِ Freigänger؛ زندانی زنی که اجازه دارد در طول روز برای کار یا تحصیل از زندان خارج شود و شب‌ها به زندان بازگردد.

  • Die Freigängerin fand eine Anstellung in einer Bäckerei.زندانی زن با مرخصی، شغلی در یک نانوایی پیدا کرد.
  • Sie nutzte die Zeit als Freigängerin, um ihre Ausbildung abzuschließen.او از زمان خود به عنوان زندانی آزاد برای اتمام تحصیلاتش استفاده کرد.
  • Die Regeln für eine Freigängerin sind genauso streng wie für Männer.قوانین برای یک زندانی زن با مرخصی به اندازه مردان سختگیرانه است.