اسم
مرخصی (از زندان)، آزادی موقت (برای کار یا تحصیل)
جملات نمونه برای Freigang:
Der ''Freigang'' hilft bei der Resozialisierung.
مرخصی (از زندان) به بازپروری کمک میکند.
''Freigänge'' basieren auf Vertrauen.
مرخصیها بر پایه اعتماد هستند.
„Ich hatte bei der Anhörung vor Gericht ausgesagt, dass ich bis zum 21. Dezember in Aktion gehen werde. Der Richter hat mich dann bis zum 5. Januar in Haft geschickt und mir ''Freigang'' über Weihnachten gegeben.“
«من در جلسه دادگاه شهادت داده بودم که تا ۲۱ دسامبر اقدام خواهم کرد. قاضی سپس مرا تا ۵ ژانویه به حبس فرستاد و به من برای کریسمس مرخصی داد.»