der Freiheitsdrang
میل به آزادی، عطش آزادی، روحیه آزادیخواهی
Beispiele
- Für meine Person kann ich leider nur sagen, daß ich einen ''Freiheitsdrang'' verspüre, der kaum mehr auszuhalten ist.متأسفانه در مورد خودم فقط میتوانم بگویم که میل به آزادیای را احساس میکنم که دیگر به سختی قابل تحمل است.
- China fürchtet ''Freiheitsdrang'' im eigenen Landچین از میل به آزادی در کشور خود میترسد.
- Katzen haben einen großen ''Freiheitsdrangگربهها میل زیادی به آزادی دارند.
- Einer dieser Glückritter war der französische Dichter Arthur Rimbaud, berüchtigt für hemmungslosen ''Freiheitsdrang'', Drogenkonsum und sexuelle Eskapaden.یکی از این ماجراجویان، شاعر فرانسوی آرتور رمبو بود که به خاطر میل بیبند و بار به آزادی، مصرف مواد مخدر و ماجراجوییهای جنسی بدنام بود.