der Freikorpsmann
عضو گروه شبهنظامی (فرایکورپس)
Bedeutungen
1
عضوی از یک گروه شبهنظامی داوطلب، به ویژه در آلمان پس از جنگ جهانی اول که اغلب با اهداف سیاسی راستگرا فعالیت میکردند.
- Der Freikorpsmann kämpfte in den Unruhen nach dem Krieg.عضو گروه شبهنظامی در ناآرامیهای پس از جنگ جنگید.
- Viele ehemalige Soldaten wurden Freikorpsmänner.بسیاری از سربازان سابق اعضای گروههای شبهنظامی شدند.
- Die Regierung setzte Freikorpsmänner zur Niederschlagung von Aufständen ein.دولت از اعضای گروههای شبهنظامی برای سرکوب شورشها استفاده کرد.