اسم
سفر کننده آزاد، جهانگرد (به طور سنتی: استادکار دوره گرد)
جملات نمونه برای Freireisender:
„Bierbrauer Ingo Alex hat vom Leben als ''Freireisender'' noch lange nicht genug, […].“
«اینگو آلکس، آبجوساز، هنوز از زندگی به عنوان یک جهانگرد سیر نشده است.»