der Freiwilligeneinsatz

Aussprache: /fʁaɪ̯vɪlɪɡənˈʔaɪ̯nzats/
Worttrennung: Frei·wil·li·gen·ein·satz
اسم

فعالیت داوطلبانه

Bedeutungen

1

انجام کاری یا ارائه خدمتی به صورت داوطلبانه و بدون دریافت دستمزد، معمولاً در جهت کمک به جامعه یا یک هدف خاص.

  • Ihr Freiwilligeneinsatz im Tierheim war sehr wertvoll.فعالیت داوطلبانه او در پناهگاه حیوانات بسیار ارزشمند بود.
  • Viele Studenten leisten jedes Jahr einen Freiwilligeneinsatz.بسیاری از دانشجویان هر سال یک فعالیت داوطلبانه انجام می‌دهند.
  • Der Freiwilligeneinsatz bei der Katastrophenhilfe ist wichtig.فعالیت داوطلبانه در کمک‌رسانی به بلایای طبیعی مهم است.