die Freizügigkeit
آزادی رفت و آمد، آزادی اقامت، انعطافپذیری
Bedeutungen
1
حق یا امکان جابجایی آزادانه بین مکانها، به ویژه در چارچوب یک منطقه یا کشور.
- Die Freizügigkeit der Bürger ist ein wichtiges Gut in der Europäischen Union.آزادی رفت و آمد شهروندان یک دارایی مهم در اتحادیه اروپا است.
- Die Reisefreiheit ermöglichte den Menschen eine größere Freizügigkeit.آزادی سفر به مردم امکان جابجایی آزادانهتری را داد.
- Aufgrund der neuen Gesetze wurde die Freizügigkeit innerhalb des Landes eingeschränkt.به دلیل قوانین جدید، آزادی رفت و آمد در داخل کشور محدود شد.
2
انعطافپذیری یا عدم محدودیت در یک موقعیت یا زمینه خاص.
- Er schätzt die Freizügigkeit seiner Arbeitszeiten sehr.او از انعطافپذیری ساعات کاری خود بسیار قدردانی میکند.
- Die Freizügigkeit in der Gestaltung des Projekts motivierte das Team.انعطافپذیری در طراحی پروژه، تیم را ترغیب کرد.
- Diese Regelung bietet mehr Freizügigkeit für die Angestellten.این مقررات، انعطافپذیری بیشتری برای کارمندان فراهم میکند.