die Freizügigkeit

Aussprache: /ˌfraɪ̯ˈtsyːɡɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Frei·zü·gig·keit
اسم

آزادی رفت و آمد، آزادی اقامت، انعطاف‌پذیری

Bedeutungen

1

حق یا امکان جابجایی آزادانه بین مکان‌ها، به ویژه در چارچوب یک منطقه یا کشور.

  • Die Freizügigkeit der Bürger ist ein wichtiges Gut in der Europäischen Union.آزادی رفت و آمد شهروندان یک دارایی مهم در اتحادیه اروپا است.
  • Die Reisefreiheit ermöglichte den Menschen eine größere Freizügigkeit.آزادی سفر به مردم امکان جابجایی آزادانه‌تری را داد.
  • Aufgrund der neuen Gesetze wurde die Freizügigkeit innerhalb des Landes eingeschränkt.به دلیل قوانین جدید، آزادی رفت و آمد در داخل کشور محدود شد.
2

انعطاف‌پذیری یا عدم محدودیت در یک موقعیت یا زمینه خاص.

  • Er schätzt die Freizügigkeit seiner Arbeitszeiten sehr.او از انعطاف‌پذیری ساعات کاری خود بسیار قدردانی می‌کند.
  • Die Freizügigkeit in der Gestaltung des Projekts motivierte das Team.انعطاف‌پذیری در طراحی پروژه، تیم را ترغیب کرد.
  • Diese Regelung bietet mehr Freizügigkeit für die Angestellten.این مقررات، انعطاف‌پذیری بیشتری برای کارمندان فراهم می‌کند.