die Freizeitaktivität

Aussprache: /ˈfʁaɪ̯t͡saɪ̯tʔaktiˌviˈtɛːt/
Worttrennung: Frei·zeit·ak·ti·vi·tät
اسم

فعالیت تفریحی، فعالیت اوقات فراغت

Bedeutungen

1

فعالیتی که فرد در اوقات فراغت خود برای تفریح و سرگرمی انجام می‌دهد.

  • Wandern ist eine beliebte Freizeitaktivität in den Alpen.کوهنوردی یک فعالیت تفریحی محبوب در آلپ است.
  • Welche Freizeitaktivitäten planst du für das Wochenende?چه فعالیت‌های تفریحی برای آخر هفته برنامه‌ریزی کرده‌ای؟
  • Das Museum bietet verschiedene Freizeitaktivitäten für Kinder an.این موزه فعالیت‌های تفریحی متنوعی برای کودکان ارائه می‌دهد.