die Fremdenführerin

Aussprache: /ˈfʁɛmdn̩ˌfyːʁəʁɪn/
Worttrennung: Frem·den·füh·re·rin
اسم

راهنمای تور (زن)، راهنمای گردشگران (زن)

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه راهنمایی و ارائه اطلاعات به گردشگران در مورد مکان‌های دیدنی، تاریخ و فرهنگ یک منطقه را بر عهده دارد.

  • Die Fremdenführerin erklärte uns die Geschichte des alten Rathauses.راهنمای تور تاریخ ساختمان شهرداری قدیمی را برای ما توضیح داد.
  • Wir buchten eine Stadtführung mit einer erfahrenen Fremdenführerin.ما یک تور شهری با یک راهنمای گردشگران باتجربه رزرو کردیم.
  • Als Fremdenführerin kennt sie die schönsten Ecken der Stadt.او به عنوان یک راهنمای تور، زیباترین گوشه‌های شهر را می‌شناسد.