die Friedhofsgärtnerin
باغبان قبرستان (زن)
Bedeutungen
1
زنی که مسئولیت نگهداری، طراحی و مراقبت از فضای سبز و باغهای یک قبرستان را بر عهده دارد.
- Die Friedhofsgärtnerin pflanzte Blumen auf den Gräbern.باغبان قبرستان، گلهایی را روی قبرها کاشت.
- Ihre Arbeit als Friedhofsgärtnerin erfordert viel Sorgfalt und Respekt.کار او به عنوان باغبان قبرستان، نیازمند دقت و احترام زیادی است.
- Die Friedhofsgärtnerin sorgte dafür, dass der Park stets gepflegt aussah.باغبان قبرستان اطمینان حاصل کرد که پارک همیشه آراسته به نظر برسد.