der Frischkäse
پنیر تازه (خامهای)
Bedeutungen
1
پنیر نرم و تازه که معمولاً فرآیند کهنگی را طی نکرده و طعمی ملایم و بافتی شبیه به خامه دارد.
- Ich streiche gerne Frischkäse auf mein Brot.من دوست دارم روی نانم پنیر تازه بمالم.
- Für den Kuchen benötigen wir Frischkäse und Zucker.برای کیک به پنیر تازه و شکر نیاز داریم.
- Der Salat wurde mit einem Dressing aus Frischkäse verfeinert.سالاد با سس پنیر تازهای طعمدار شد.