der Fronteinsatz
اعزام به جبهه، خدمت در خط مقدم
Bedeutungen
1
خدمت یا فعالیت نظامی در خط مقدم نبرد یا مناطق درگیری فعال.
- Er hat mehrere Jahre Fronteinsatz im Zweiten Weltkrieg hinter sich.او چندین سال خدمت در خط مقدم را در جنگ جهانی دوم پشت سر گذاشته است.
- Der Fronteinsatz war für die Soldaten eine extreme Belastung.اعزام به جبهه برای سربازان فشار شدیدی بود.
- Nach seinem Fronteinsatz kehrte er traumatisiert nach Hause zurück.پس از خدمت در خط مقدم، او با روحیهای آسیبدیده به خانه بازگشت.