der Fronteinsatz
اعزام به جبهه، خدمت در خط مقدم
Beispiele
- Etliche Bekannte des hervorragend vernetzten Adligen waren ebenfalls eingerückt, einige hatten ihre Verlobten in Nottrauungen geheiratet, andere Notexamina abgelegt, um ihr Studium vor dem ''Fronteinsatz'' abzuschließen.چندین نفر از آشنایان این اشرافزاده که به خوبی با دیگران در ارتباط بود نیز اعزام شده بودند، برخی نامزدان خود را در ازدواجهای اضطراری عقد کرده بودند، برخی دیگر امتحانات اضطراری را گذرانده بودند تا تحصیلات خود را قبل از اعزام به جبهه به پایان برسانند.