die Frontkämpferin
رزمنده زن خط مقدم
Bedeutungen
1
زنی که در خط مقدم جبهه جنگ یا درگیری نظامی فعالیت رزمی انجام میدهد.
- Die Frontkämpferin verteidigte ihre Position mit großer Tapferkeit.رزمنده زن خط مقدم با شجاعت فراوان از موقعیت خود دفاع کرد.
- Sie war eine der ersten Frauen, die als Frontkämpferin im Einsatz war.او یکی از اولین زنانی بود که به عنوان رزمنده خط مقدم در عملیات شرکت داشت.
- Die Berichte über die Frontkämpferin inspirierten viele Menschen.گزارشها درباره رزمنده زن خط مقدم الهامبخش بسیاری از مردم بود.