die Frontkämpferin

Aussprache: /ˈfʁɔntˌkɛmpfəʁɪn/
Worttrennung: Front·kämp·fe·rin
اسم

رزمنده زن خط مقدم

Bedeutungen

1

زنی که در خط مقدم جبهه جنگ یا درگیری نظامی فعالیت رزمی انجام می‌دهد.

  • Die Frontkämpferin verteidigte ihre Position mit großer Tapferkeit.رزمنده زن خط مقدم با شجاعت فراوان از موقعیت خود دفاع کرد.
  • Sie war eine der ersten Frauen, die als Frontkämpferin im Einsatz war.او یکی از اولین زنانی بود که به عنوان رزمنده خط مقدم در عملیات شرکت داشت.
  • Die Berichte über die Frontkämpferin inspirierten viele Menschen.گزارش‌ها درباره رزمنده زن خط مقدم الهام‌بخش بسیاری از مردم بود.