der Frontlader

Aussprache: /ˈfrɔntˌlaːdɐ/
Wortzerlegung: Front·la·der
اسم

لودر جلو (ماشین‌آلات)، دستگاه درب از جلو (مانند ماشین لباسشویی)

Beispiele

  • Der ''Frontlader'' transportierte die Strohballen zum Hof.لودر جلو عدل‌های کاه را به مزرعه منتقل کرد.
  • Sie kaufte sich für den neuen Fernseher einen ''Frontlader.او برای تلویزیون جدیدش یک دستگاه درب از جلو خرید.
  • Damit sie sich nicht immer bücken muss, wenn sie die Wäsche in die Waschmaschine tut, kauft sie sich keinen ''Frontlader.برای اینکه مجبور نباشد همیشه خم شود وقتی لباس‌ها را در ماشین لباسشویی می‌گذارد، یک ماشین لباسشویی درب از جلو نمی‌خرد.