der Frostlauf

Aussprache: /ˈfʁɔstˌlaʊ̯f/
Worttrennung: Frost·lauf
اسم

دویدن در هوای یخ‌بندان

Bedeutungen

1

فعالیت دویدن در شرایط آب و هوایی بسیار سرد و یخ‌بندان، که نیازمند آمادگی و تجهیزات خاص است.

  • Der Marathonläufer trainierte auch bei Minusgraden für den Wettkampf, ein echter Frostlauf.دونده ماراتن حتی در دمای زیر صفر برای مسابقه تمرین می‌کرد، یک دویدن واقعی در هوای یخ‌بندان.
  • Ein Frostlauf kann die Lungen belasten, daher ist langsame Akklimatisierung wichtig.دویدن در هوای یخ‌بندان می‌تواند به ریه‌ها فشار بیاورد، بنابراین سازگاری تدریجی مهم است.
  • Sie genoss den klaren, kalten Morgen und machte einen erfrischenden Frostlauf.او از صبح سرد و صاف لذت برد و یک دویدن باطراوت در هوای یخ‌بندان انجام داد.