der Fußabdruck
رد پا، اثر پا
Bedeutungen
1
اثری که کف پا بر روی زمین یا سطحی نرم باقی میگذارد.
- Im Sand waren deutliche Fußabdrücke zu sehen.رد پاهای واضحی در شن دیده میشد.
- Die Polizei untersuchte die Fußabdrücke am Tatort.پلیس رد پاهای صحنه جرم را بررسی کرد.
- Der kleine Fußabdruck des Babys war süß.رد پای کوچک نوزاد بامزه بود.
2
به صورت مجازی، اثر یا تأثیر یک فرد، فعالیت یا محصول بر محیط زیست (مانند ردپای کربن).
- Wir müssen unseren ökologischen Fußabdruck reduzieren.ما باید ردپای زیستمحیطی خود را کاهش دهیم.
- Das Unternehmen arbeitet daran, seinen CO2-Fußabdruck zu verkleinern.این شرکت در تلاش است تا ردپای کربن خود را کاهش دهد.
- Jeder Mensch hinterlässt einen digitalen Fußabdruck.هر انسانی یک ردپای دیجیتال از خود به جا میگذارد.