der Fußabdruck

Aussprache: /ˈfuːsˌʔapdrʊk/
Worttrennung: Fuß·ab·druck
اسم

رد پا، اثر پا

Bedeutungen

1

اثری که کف پا بر روی زمین یا سطحی نرم باقی می‌گذارد.

  • Im Sand waren deutliche Fußabdrücke zu sehen.رد پاهای واضحی در شن دیده می‌شد.
  • Die Polizei untersuchte die Fußabdrücke am Tatort.پلیس رد پاهای صحنه جرم را بررسی کرد.
  • Der kleine Fußabdruck des Babys war süß.رد پای کوچک نوزاد بامزه بود.
2

به صورت مجازی، اثر یا تأثیر یک فرد، فعالیت یا محصول بر محیط زیست (مانند ردپای کربن).

  • Wir müssen unseren ökologischen Fußabdruck reduzieren.ما باید ردپای زیست‌محیطی خود را کاهش دهیم.
  • Das Unternehmen arbeitet daran, seinen CO2-Fußabdruck zu verkleinern.این شرکت در تلاش است تا ردپای کربن خود را کاهش دهد.
  • Jeder Mensch hinterlässt einen digitalen Fußabdruck.هر انسانی یک ردپای دیجیتال از خود به جا می‌گذارد.