das Fußgelenk
مچ پا
Bedeutungen
1
مفصل بین ساق پا و پا؛ بخشی که استخوانهای درشتنی و نازکنی با استخوانهای پا (قاپ) مفصل میشوند.
- Beim Sport habe ich mir das Fußgelenk verstaucht.من در حین ورزش مچ پایم را پیچاندم.
- Der Arzt hat das Fußgelenk geröntgt, um einen Bruch auszuschließen.پزشک از مچ پا عکس رادیوگرافی گرفت تا شکستگی را رد کند.
- Eine Bandage kann das Fußgelenk stabilisieren.بانداژ میتواند مچ پا را تثبیت کند.