der Fußmarsch

Aussprache: /ˈfuːsmaʁʃ/
Worttrennung: Fuß·marsch
اسم

پیاده‌روی طولانی، راهپیمایی

Bedeutungen

1

سفری که به طور کامل با پای پیاده طی می‌شود، به ویژه اگر مسافت طولانی باشد.

  • Der Fußmarsch durch die Berge war anstrengend, aber lohnend.پیاده‌روی طولانی در کوه‌ها طاقت‌فرسا اما ارزشمند بود.
  • Wir planten einen mehrtägigen Fußmarsch entlang der Küste.ما یک پیاده‌روی طولانی چند روزه در امتداد ساحل را برنامه‌ریزی کردیم.
  • Der Fußmarsch zur nächsten Stadt dauerte drei Stunden.پیاده‌روی طولانی تا شهر بعدی سه ساعت طول کشید.