der Fußmarsch
پیادهروی طولانی، راهپیمایی
Bedeutungen
1
سفری که به طور کامل با پای پیاده طی میشود، به ویژه اگر مسافت طولانی باشد.
- Der Fußmarsch durch die Berge war anstrengend, aber lohnend.پیادهروی طولانی در کوهها طاقتفرسا اما ارزشمند بود.
- Wir planten einen mehrtägigen Fußmarsch entlang der Küste.ما یک پیادهروی طولانی چند روزه در امتداد ساحل را برنامهریزی کردیم.
- Der Fußmarsch zur nächsten Stadt dauerte drei Stunden.پیادهروی طولانی تا شهر بعدی سه ساعت طول کشید.