der Fußsoldat
پیادهنظام، سرباز پیاده
Bedeutungen
1
سربازی که پیاده میجنگد و بخشی از نیروی پیادهنظام است؛ در مقابل سوارهنظام یا نیروهای زرهی.
- Der Fußsoldat kämpfte tapfer an vorderster Front.سرباز پیاده در خط مقدم شجاعانه جنگید.
- Die Armee setzte viele Fußsoldaten in der Schlacht ein.ارتش از سربازان پیاده زیادی در نبرد استفاده کرد.
- Die Ausbildung zum Fußsoldaten ist sehr anspruchsvoll.آموزش برای سرباز پیاده بسیار طاقتفرسا است.