der Fußsoldat

Aussprache: /ˈfuːsˌzɔldaːt/
Worttrennung: Fuß·sol·dat
اسم

پیاده‌نظام، سرباز پیاده

Bedeutungen

1

سربازی که پیاده می‌جنگد و بخشی از نیروی پیاده‌نظام است؛ در مقابل سواره‌نظام یا نیروهای زرهی.

  • Der Fußsoldat kämpfte tapfer an vorderster Front.سرباز پیاده در خط مقدم شجاعانه جنگید.
  • Die Armee setzte viele Fußsoldaten in der Schlacht ein.ارتش از سربازان پیاده زیادی در نبرد استفاده کرد.
  • Die Ausbildung zum Fußsoldaten ist sehr anspruchsvoll.آموزش برای سرباز پیاده بسیار طاقت‌فرسا است.