der Fußwärmer

Aussprache: /ˈfuːsˌvɛʁmɐ/
Worttrennung: Fuß·wär·mer
اسم

پابند، گرم‌کننده پا

Bedeutungen

1

وسیله‌ای که برای گرم نگه داشتن پاها استفاده می‌شود، مانند جوراب‌های ضخیم یا پادری‌های برقی.

  • Im Winter benutze ich oft einen elektrischen Fußwärmer, um meine kalten Füße aufzuwärmen.در زمستان، من اغلب از یک گرم‌کننده برقی پا برای گرم کردن پاهای سردم استفاده می‌کنم.
  • Diese dicken Wollsocken sind ein guter Fußwärmer für kalte Nächte.این جوراب‌های پشمی ضخیم، گرم‌کننده خوبی برای شب‌های سرد هستند.
  • Der Fußwärmer unter dem Schreibtisch sorgt für angenehme Wärme während der Arbeit.گرم‌کننده پا زیر میز کار، گرما را در طول کار دلپذیر می‌کند.