اسم
درز، شکاف، بند (بین آجرها یا کاشیها)
جملات نمونه برای Fuge:
Die Kakerlaken haben sich in der ''Fuge'' versteckt.
سوسکها درز را برای پنهان شدن انتخاب کرده بودند.
„Die ''Fugen'' wurden mit getrocknetem Seetang verstopft, den Pechanstrich lieferten Kiefern.“
«درزها با جلبک دریایی خشکشده مسدود شدند و قیراندود کردن توسط کاجها انجام شد.»