die Funktionärin
زن مسئول، زن کارمند اداری
Bedeutungen
1
زنی که در یک سازمان، حزب سیاسی یا نهاد دولتی دارای مقام یا مسئولیت اداری است و وظایف اجرایی یا سازمانی را بر عهده دارد.
- Die Funktionärin hielt eine Rede auf der Parteiversammlung.آن زن مسئول در جلسه حزب سخنرانی کرد.
- Sie war eine wichtige Funktionärin in der Gewerkschaftsbewegung.او یک زن مسئول مهم در جنبش اتحادیههای کارگری بود.
- Als Funktionärin war sie für die Organisation von Veranstaltungen zuständig.او به عنوان یک کارمند اداری، مسئولیت سازماندهی رویدادها را بر عهده داشت.