der Furzkopf
احمق، کودن، آدم بیمزه
Bedeutungen
1
اصطلاحی تحقیرآمیز برای توصیف فردی احمق، کندذهن یا بیعرضه.
- Du bist doch ein ziemlicher Furzkopf, wenn du das nicht verstehst!تو واقعاً یک احمق هستی اگر این را نمیفهمی!
- Lass dich von so einem Furzkopf nicht ärgern.اجازه نده چنین کودنی تو را اذیت کند.
- Er hat wieder etwas Dummes gemacht, dieser Furzkopf.او دوباره کار احمقانهای انجام داد، این آدم بیمزه.