die Gängelei

Aussprache: /ɡɛŋəˈlaɪ̯/
Worttrennung: Gän·ge·lei
اسم

قیمومت مداوم، دخالت بی‌جا، تحکم

Bedeutungen

1

رفتار تحکم‌آمیز، مداخله‌جویانه و قیم‌مآبانه که در آن فردی سعی در کنترل یا هدایت بی‌مورد دیگران دارد.

  • Ich mag seine ständige Gängelei nicht, er sollte mir mehr Freiraum lassen.من از قیمومت مداوم او خوشم نمی‌آید، او باید فضای بیشتری به من بدهد.
  • Die Gängelei des Chefs führte zu Frustration im Team.دخالت بی‌جای رئیس منجر به سرخوردگی در تیم شد.
  • Sie wehrte sich gegen die Gängelei ihrer Eltern bei der Wahl ihres Berufs.او در برابر تحکم والدینش در انتخاب شغلش مقاومت کرد.