die Gängelei
قیمومت مداوم، دخالت بیجا، تحکم
Bedeutungen
1
رفتار تحکمآمیز، مداخلهجویانه و قیممآبانه که در آن فردی سعی در کنترل یا هدایت بیمورد دیگران دارد.
- Ich mag seine ständige Gängelei nicht, er sollte mir mehr Freiraum lassen.من از قیمومت مداوم او خوشم نمیآید، او باید فضای بیشتری به من بدهد.
- Die Gängelei des Chefs führte zu Frustration im Team.دخالت بیجای رئیس منجر به سرخوردگی در تیم شد.
- Sie wehrte sich gegen die Gängelei ihrer Eltern bei der Wahl ihres Berufs.او در برابر تحکم والدینش در انتخاب شغلش مقاومت کرد.