die Gänsehaut

Aussprache: /ˈɡɛnzəˌhaʊ̯t/
Worttrennung: Gän·se·haut
اسم

مو به تن سیخ شدن، مورمور شدن پوست

Bedeutungen

1

واکنش فیزیکی پوست که در اثر سرما، ترس یا احساسات قوی ایجاد می‌شود و باعث سیخ شدن موها و برجسته شدن منافذ پوست می‌گردد.

  • Bei dem gruseligen Film bekam ich Gänsehaut.در فیلم ترسناک مو به تنم سیخ شد.
  • Die kalte Luft verursachte Gänsehaut auf seinen Armen.هوای سرد باعث مورمور شدن پوست بازوهایش شد.
  • Die Musik löste bei ihr eine tiefe Gänsehaut aus.موسیقی باعث شد پوست او به شدت مورمور شود.