die Gänze

Aussprache: /ˈɡɛntsə/
Worttrennung: Gän·ze
اسم

کل، تمامیت، مجموع

Bedeutungen

1

به معنای کل، تمامیت، مجموع یا کل چیزی، اغلب در بافت‌های رسمی یا حقوقی برای تأکید بر جامعیت.

  • Die Gänze der Beweise sprach gegen den Angeklagten.کل شواهد علیه متهم بود.
  • Wir müssen die Gänze des Problems betrachten, nicht nur einzelne Aspekte.ما باید کل مسئله را در نظر بگیریم، نه فقط جنبه‌های منفرد آن را.
  • Die Gänze der Organisation ist für den Erfolg entscheidend.تمامیت سازمان برای موفقیت حیاتی است.