die Gästin
مهمان (خانم)
Bedeutungen
1
زنی که به خانه کسی دعوت شده یا به طور موقت در آنجا اقامت دارد.
- Die Gästin brachte eine Flasche Wein als Geschenk mit.مهمان (خانم) یک بطری شراب به عنوان هدیه آورد.
- Wir haben uns sehr gefreut, unsere alte Freundin als Gästin begrüßen zu dürfen.ما بسیار خوشحال شدیم که توانستیم دوست قدیمیمان را به عنوان مهمان (خانم) پذیرا باشیم.
- Die Gästin fühlte sich sofort wohl in dem neuen Haus.مهمان (خانم) بلافاصله در خانه جدید احساس راحتی کرد.