der Göttergatte
شوهر عزیز، همسر گرامی
Bedeutungen
1
عبارتی که معمولاً با لحنی شوخ، کنایهآمیز یا اغراقآمیز برای اشاره به همسر (شوهر) به کار میرود، گویی که او خدایی است.
- Mein Göttergatte hat heute das Abendessen gekocht.همسر عزیز من امروز شام را پخت.
- Sie sprach liebevoll von ihrem Göttergatten, der ihr immer hilft.او با محبت از همسر گرامیاش که همیشه به او کمک میکند، صحبت کرد.
- Der Göttergatte wartete geduldig auf seine Frau.شوهر عزیز با صبر منتظر همسرش بود.