der Göttergatte

Aussprache: /ˈɡœtɐˌɡatə/
Worttrennung: Göt·ter·gat·te
اسم

شوهر عزیز، همسر گرامی

Bedeutungen

1

عبارتی که معمولاً با لحنی شوخ، کنایه‌آمیز یا اغراق‌آمیز برای اشاره به همسر (شوهر) به کار می‌رود، گویی که او خدایی است.

  • Mein Göttergatte hat heute das Abendessen gekocht.همسر عزیز من امروز شام را پخت.
  • Sie sprach liebevoll von ihrem Göttergatten, der ihr immer hilft.او با محبت از همسر گرامی‌اش که همیشه به او کمک می‌کند، صحبت کرد.
  • Der Göttergatte wartete geduldig auf seine Frau.شوهر عزیز با صبر منتظر همسرش بود.