göttern
خدایی کردن، پرستیدن، ستایش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را مانند خدا پرستش کردن یا ستایش کردن
- Die alten Völker götterten die Sonne als Lebensspenderin.اقوام باستان خورشید را به عنوان بخشنده زندگی میپرستیدند.
- Manche Fans göttern ihre Idole über alles.برخی طرفداران بتهای خود را بیش از هر چیز ستایش میکنند.