der Galgenvogel

Aussprache: /ˈɡalɡn̩ˌfoːɡl̩/
Worttrennung: Gal·gen·vo·gel
اسم

آدم بی‌عرضه، شرور، پدرسوخته (اصطلاح توهین‌آمیز یا طنز)

Bedeutungen

1

شخصی که به دلیل رفتار بد، بی‌کفایتی یا شرارت، شایستهٔ مجازات یا طرد شدن است؛ فردی که سرنوشت بدی در انتظارش است.

  • Dieser Kerl ist ein echter Galgenvogel, der nur Ärger macht.این مرد یک آدم شرور واقعی است که فقط دردسر درست می‌کند.
  • Manche Leute sind einfach Galgenvögel, denen man besser aus dem Weg geht.بعضی از آدم‌ها صرفاً آدم‌های بد سرشتی هستند که بهتر است از آن‌ها دوری کرد.
  • Er hat so viel Mist gebaut, dass er als Galgenvogel gilt.او آنقدر اشتباه فاحش انجام داده که به عنوان یک آدم بی‌کفایت شناخته می‌شود.