der Galgenvogel
آدم بیعرضه، شرور، پدرسوخته (اصطلاح توهینآمیز یا طنز)
Bedeutungen
1
شخصی که به دلیل رفتار بد، بیکفایتی یا شرارت، شایستهٔ مجازات یا طرد شدن است؛ فردی که سرنوشت بدی در انتظارش است.
- Dieser Kerl ist ein echter Galgenvogel, der nur Ärger macht.این مرد یک آدم شرور واقعی است که فقط دردسر درست میکند.
- Manche Leute sind einfach Galgenvögel, denen man besser aus dem Weg geht.بعضی از آدمها صرفاً آدمهای بد سرشتی هستند که بهتر است از آنها دوری کرد.
- Er hat so viel Mist gebaut, dass er als Galgenvogel gilt.او آنقدر اشتباه فاحش انجام داده که به عنوان یک آدم بیکفایت شناخته میشود.