اسم
آشپز (در آشپزخانه عمومی یا دکه غذا)
جملات نمونه برای Garkoch:
„Dann machte er sich auf, trat in die Stadt ein und ging durch die Straßen und durch die Gänge der Basare; das Volk aber drängte sich um ihn und lief hinter ihm her, bis er in den Laden eines ''Garkochs'' eintrat.“
سپس به راه افتاد، وارد شهر شد و در خیابان ها و کوچه های بازار قدم زد؛ مردم اطراف او ازدحام کرده و پشت سرش می دویدند تا اینکه وارد مغازه یک آشپز عمومی شد.