das Gartenkraut

Aussprache: /ˈɡaʁtn̩ˌkʁaʊ̯t/
Worttrennung: Gar·ten·kraut
اسم

سبزی باغی، گیاه باغی (که به عنوان ادویه یا دارو استفاده می‌شود)

Bedeutungen

1

گیاهان علفی که در باغ کاشته می‌شوند و معمولاً برای طعم دادن به غذا، به عنوان دارو یا برای مصارف دیگر استفاده می‌شوند؛ سبزیجات معطر یا دارویی.

  • Sie pflanzte verschiedene Gartenkräuter wie Petersilie und Schnittlauch.او سبزیجات باغی مختلفی مانند جعفری و پیازچه کاشت.
  • Das frische Gartenkraut verleiht dem Gericht ein besonderes Aroma.سبزی باغی تازه به غذا عطر خاصی می‌بخشد.
  • Viele alte Heilmethoden basieren auf der Verwendung von Gartenkraut.بسیاری از روش‌های درمانی قدیمی بر اساس استفاده از گیاهان باغی استوار هستند.