das Gasfeuerzeug

Aussprache: /ˈɡaːsˌfɔɪ̯ɐtsɔɪ̯k/
Worttrennung: Gas·feu·er·zeug
اسم

فندک گازی

Bedeutungen

1

وسیله‌ای قابل حمل برای روشن کردن آتش که با استفاده از گاز قابل اشتعال (مانند بوتان) کار می‌کند.

  • Er suchte sein Gasfeuerzeug in der Tasche.او فندک گازی‌اش را در جیبش جستجو کرد.
  • Das Gasfeuerzeug ist fast leer, ich muss es nachfüllen.فندک گازی تقریباً خالی است، باید آن را دوباره پر کنم.
  • Kannst du mir bitte kurz dein Gasfeuerzeug leihen?ممکن است لطفاً فندک گازی‌ات را برای لحظه‌ای به من قرض بدهی؟