das Gedränge

Aussprache: /ɡəˈdʁɛŋə/
Worttrennung: Ge·drän·ge
اسم

ازدحام، شلوغی، فشار جمعیت

Bedeutungen

1

وضعیت شلوغی و ازدحام زیاد که در آن افراد به سختی می‌توانند حرکت کنند و احساس فشار جمعیت می‌کنند.

  • Beim Konzert gab es ein starkes Gedränge vor der Bühne.در کنسرت، جلوی صحنه ازدحام شدیدی وجود داشت.
  • Wegen des Gedränges konnte er die Veranstaltung kaum sehen.به دلیل ازدحام جمعیت، او به سختی می‌توانست مراسم را ببیند.
  • Wir wurden im Gedränge fast umgestoßen.ما تقریباً در ازدحام جمعیت به زمین افتادیم.