das Gedrängel
ازدحام؛ هل دادن و فشار آوردن افراد به دلیل شلوغی
Bedeutungen
1
وضعیت شلوغی که در آن افراد به دلیل کمبود فضا به یکدیگر فشار میآورند یا هل میدهند.
- Beim Ausverkauf gab es ein großes Gedrängel vor den Geschäften.در حراج، ازدحام زیادی جلوی مغازهها بود.
- Der Gedrängel in der U-Bahn war heute Morgen besonders schlimm.ازدحام در مترو صبح امروز به خصوص بد بود.
- Wir mussten uns durch das Gedrängel kämpfen, um zum Ausgang zu gelangen.ما مجبور بودیم برای رسیدن به خروجی، خود را از میان ازدحام رد کنیم.