das Gedrängel

Aussprache: /ɡəˈdrɛŋl̩/
Worttrennung: Ge·drän·gel
اسم

ازدحام؛ هل دادن و فشار آوردن افراد به دلیل شلوغی

Bedeutungen

1

وضعیت شلوغی که در آن افراد به دلیل کمبود فضا به یکدیگر فشار می‌آورند یا هل می‌دهند.

  • Beim Ausverkauf gab es ein großes Gedrängel vor den Geschäften.در حراج، ازدحام زیادی جلوی مغازه‌ها بود.
  • Der Gedrängel in der U-Bahn war heute Morgen besonders schlimm.ازدحام در مترو صبح امروز به خصوص بد بود.
  • Wir mussten uns durch das Gedrängel kämpfen, um zum Ausgang zu gelangen.ما مجبور بودیم برای رسیدن به خروجی، خود را از میان ازدحام رد کنیم.