die Gefährdung

Aussprache: /ɡəˈfɛːɐ̯dʊŋ/
Worttrennung: Ge·fähr·dung
اسم

به خطر انداختن، تهدید، خطر

Bedeutungen

1

وضعیت یا عملی که باعث ایجاد خطر یا تهدید برای سلامتی، امنیت، یا بقای چیزی یا کسی می‌شود.

  • Die Gefährdung der öffentlichen Sicherheit muss verhindert werden.باید از به خطر افتادن امنیت عمومی جلوگیری کرد.
  • Das Projekt birgt eine Gefährdung für die Umwelt.این پروژه خطری برای محیط زیست به همراه دارد.
  • Die Gefährdung von Kindern ist ein ernstes Problem.به خطر افتادن کودکان یک مشکل جدی است.