der Gefährt
وسیله نقلیه، مرکب، گاری
Beispiele
- Auf der Landstraße kam uns ein seltsames ''Gefährt'' entgegen.در جاده میانشهری یک «وسیله نقلیه» عجیب به سمت ما آمد.
- Zunächst gondelte das ''Gefährt'' zur Freude seiner Piloten in 75 Meter Höhe sanft über das Eismeer hinweg.ابتدا این «وسیله نقلیه» مایه خوشحالی خلبانان خود در ارتفاع ۷۵ متری به آرامی بر فراز دریای یخزده شناور شد.
- Die meisten Leute schienen zu vermuten, dass das ''Gefährt'' zu einem Wanderzirkus gehörte.بیشتر مردم به نظر میرسید حدس میزنند که این «وسیله نقلیه» متعلق به یک سیرک سیار است.