der Gefährte
همدم، همراه، رفیق، پارتنر
Bedeutungen
1
شخصی که مدتی طولانی با دیگری همراه است، دوست نزدیک یا شریک زندگی.
- Er suchte einen treuen Gefährten für seine Reise durch die Wüste.او به دنبال یک همراه وفادار برای سفرش در صحرا بود.
- Sie hat ihren Lebensgefährten auf einer Konferenz kennengelernt.او همسر (پارتنر) زندگی خود را در یک کنفرانس ملاقات کرد.
- Der alte Mann sprach von seinem verstorbenen Gefährten.پیرمرد از همراه درگذشتهاش صحبت کرد.