die Gefährtin
همدم، همراه (زن)، رفیقه
Bedeutungen
1
یک زن که همراه یا همدم مردی است، چه در زندگی شخصی، چه در سفر یا فعالیتهای دیگر؛ شریک زندگی یا همراه نزدیک.
- Sie war seine treue Gefährtin durch alle Höhen und Tiefen des Lebens.او همراه وفادار او در تمام فراز و نشیبهای زندگی بود.
- Die Abenteurerin suchte eine mutige Gefährtin für ihre gefährliche Expedition.زن ماجراجو به دنبال یک همراه شجاع برای سفر خطرناک خود بود.
- Als seine Gefährtin begleitete sie ihn zu vielen wichtigen Veranstaltungen.به عنوان همراهش، او را در بسیاری از رویدادهای مهم همراهی میکرد.