der Gefängnischef
رئیس زندان، مدیر زندان
Bedeutungen
1
فردی که مسئولیت کلی اداره و مدیریت یک زندان، از جمله پرسنل، زندانیان و امور اداری را بر عهده دارد.
- Der Gefängnischef traf sich mit Vertretern der Justiz.رئیس زندان با نمایندگان قوه قضائیه ملاقات کرد.
- Als Gefängnischef hat er viel Verantwortung.به عنوان مدیر زندان، او مسئولیت زیادی دارد.
- Die Sicherheit im Gefängnis liegt in der Verantwortung des Gefängnischefs.امنیت در زندان بر عهده رئیس زندان است.