die Gefängnistür
در زندان
Bedeutungen
1
دری که به سلول زندان یا بخشهای دیگر زندان منتهی میشود و معمولاً برای حفظ امنیت، مستحکم ساخته شده است.
- Der Wärter schloss die Gefängnistür hinter dem Häftling.نگهبان در زندان را پشت سر زندانی بست.
- Die dicke Stahl-Gefängnistür widerstand jedem Versuch des Aufbrechens.در ضخیم فولادی زندان در برابر هر تلاشی برای باز کردن مقاومت کرد.
- Ein lautes Quietschen begleitete das Öffnen der schweren Gefängnistür.صدای جیرجیر بلندی همراه با باز شدن در سنگین زندان شنیده شد.