die Gefühlsblindheit

Aussprache: /ɡəˈfyːlsˌblɪntˌhaɪ̯t/
Worttrennung: Ge·fühls·blind·heit
اسم

نابینایی عاطفی، ناتوانی در درک احساسات، الکسی‌تایمیا

Bedeutungen

1

ناتوانی یا دشواری قابل توجه در شناسایی، درک، توصیف و بیان احساسات خود و دیگران. این وضعیت می‌تواند بر روابط بین فردی و سلامت روان تأثیر بگذارد.

  • Seine Gefühlsblindheit machte es ihm schwer, emotionale Unterstützung anzubieten.نابینایی عاطفی او باعث شد که ارائه حمایت عاطفی برایش دشوار باشد.
  • Manche Menschen leiden unter einer Form von Gefühlsblindheit, die als Alexithymie bekannt ist.برخی افراد از نوعی نابینایی عاطفی رنج می‌برند که به الکسی‌تایمیا معروف است.
  • Die Therapie zielt darauf ab, die Gefühlsblindheit zu überwinden und den Zugang zu Emotionen zu erleichtern.این درمان با هدف غلبه بر نابینایی عاطفی و تسهیل دسترسی به احساسات انجام می‌شود.