die Gefühlsduselei

Aussprache: /ɡəˈfyːlsˌduːzəlaɪ̯/
Worttrennung: Ge·fühls·du·se·lei
اسم

احساساتی‌گری افراطی، رمانتیسیسم بی‌مورد

Bedeutungen

1

نمایش یا بیان بیش از حد احساسات، اغلب به شکلی که غیرمنطقی، اغراق‌آمیز یا بی‌مورد تلقی شود؛ احساساتی‌گری افراطی.

  • Seine ständige Gefühlsduselei ging allen auf die Nerven.احساساتی‌گری افراطی دائمی او همه را کلافه کرده بود.
  • Der Film war voller kitschiger Dialoge und reiner Gefühlsduselei.فیلم پر از دیالوگ‌های مبتذل و احساساتی‌گری محض بود.
  • Sie verachtete jede Form von Gefühlsduselei.او از هرگونه احساساتی‌گری افراطی بیزار بود.