die Gefühlslage
وضعیت احساسی، حالت روحی
Bedeutungen
1
وضعیت عاطفی یا روانی یک فرد در یک زمان مشخص؛ احساسات غالب.
- Nach dem Gespräch war seine Gefühlslage deutlich verbessert.پس از گفتگو، وضعیت احساسی او به طور قابل توجهی بهبود یافت.
- Die plötzliche Nachricht veränderte die Gefühlslage der gesamten Familie.خبر ناگهانی وضعیت احساسی کل خانواده را تغییر داد.
- Der Arzt fragte nach der aktuellen Gefühlslage des Patienten.پزشک در مورد وضعیت احساسی فعلی بیمار پرسید.