der Gefühlslegastheniker

Aussprache: /ɡəˈfyːlsleɡasˌteːnɪkɐ/
Worttrennung: Ge·fühls·leg·as·the·ni·ker
اسم

فرد مبتلا به بی‌سوادی عاطفی (مرد)، کسی که در درک و بیان احساسات مشکل دارد

Bedeutungen

1

اصطلاحی غیررسمی برای مردی که در درک، شناسایی، بیان و مدیریت احساسات خود و دیگران مشکل دارد؛ ناتوانی در پردازش و برقراری ارتباط عاطفی.

  • Er ist ein typischer Gefühlslegastheniker, der nie über seine Probleme spricht.او یک نمونه بارز فرد مبتلا به بی‌سوادی عاطفی است که هرگز درباره مشکلاتش صحبت نمی‌کند.
  • Als Gefühlslegastheniker fällt es ihm schwer, Empathie zu zeigen.به عنوان فردی با بی‌سوادی عاطفی، نشان دادن همدلی برای او دشوار است.
  • Manche Männer kämpfen damit, kein Gefühlslegastheniker zu sein.برخی مردان تلاش می‌کنند تا فردی با بی‌سوادی عاطفی نباشند.