der Gefühlsmensch

Aussprache: /ɡəˈfyːlsˌmɛnʃ/
Worttrennung: Ge·fühls·mensch
اسم

انسان احساساتی، فردی که به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار می‌گیرد

Bedeutungen

1

شخصی که تصمیمات و اعمالش بیشتر تحت تأثیر احساسات و عواطف درونی او قرار دارد تا منطق و عقلانیت.

  • Als Gefühlsmensch reagiert sie oft impulsiv auf Situationen.او به عنوان فردی احساساتی، اغلب به موقعیت‌ها به صورت ناگهانی واکنش نشان می‌دهد.
  • Er ist ein typischer Gefühlsmensch, der leicht traurig oder glücklich wird.او یک انسان احساساتی معمولی است که به راحتی غمگین یا خوشحال می‌شود.
  • Manchmal ist es gut, ein Gefühlsmensch zu sein, aber man sollte auch logisch denken.گاهی اوقات خوب است که احساساتی باشی، اما باید منطقی هم فکر کرد.