die Gefühlsregung

Aussprache: /ɡəˈfyːlsˌreːɡʊŋ/
Worttrennung: Ge·fühls·re·gung
اسم

تکان عاطفی، هیجان، موج احساسی

Bedeutungen

1

یک احساس یا عاطفه ناگهانی و معمولاً خفیف که در فرد ایجاد می‌شود.

  • Bei der Nachricht von seiner Genesung verspürte sie eine leichte Gefühlsregung.با شنیدن خبر بهبودی او، موجی خفیف از احساسات در او پدیدار شد.
  • Er versuchte, jede Gefühlsregung zu unterdrücken.او سعی کرد هرگونه تکان عاطفی را سرکوب کند.
  • Die Musik löste eine tiefe Gefühlsregung in ihm aus.موسیقی، موج عمیقی از احساسات را در او برانگیخت.